تست روانشناسی

شما اینجا هستید

خانه

تقسیم بندى کلى حافظه‏

در نگاه نخست، حافظه 3 نوع است: کوتاه مدّت (آنى)، میان مدّت و بلند مدّت

مطالبى که به حافظه کوتاه مدّت سپرده مى‏شود، معمولاً تا 24 ساعت مانایى دارند و سپس محو مى‏شوند. مکانیزم مغزى ما به گونه ‏اى است که بسیارى از محفوظات حافظه کوتاه مدّت را تا زمان یاد شده نگه مى‏دارد و سپس حذف مى‏کند. آنچه باقى مى‏ماند، به حافظه میان مدّت مى‏رود و اگر از درجه اهمیّت بالاترى برخوردار باشد، مانند مشاهده یک تصادف، به حافظه بلند سپرده مى‏شود.گاه زمان نگهدارى مطالب آموخته شده از ماه و سال فراتر مى‏رود و تمام حیات انسان را در بر مى‏گیرد و گاه – چنان که براى مثال در حفظ شماره تلفن آشنایان تجربه کرده‏ ایم – بیش از پانزده دقیقه به درازا نمى‏کشد؛ چرا؟

زیرا شماره مذکور را از حافظه کوتاه مدّت به حافظه بلند مدّت منتقل نکرده‏ ایم.

اختلاف حافظه آدم‏ها به حافظه بلند مدّت بستگى دارد. ظرفیت این حافظه نامحدود است و هیچ انسانى نمى‏تواند ادّعا کند دیگر براى یادگیرى مطالب جدید جا ندارد. حتّى اگر عمر آدمى از مقدار موجود بیش‏تر باشد، باز حافظه کنونى‏ اش کافى مى‏نماید.

همه ما از حافظه مناسب برخورداریم. مهم‏ترین مشکل، برنامه ریزى حافظه، اعتماد به حافظه و تربیت آن است.

تقسیم بندى فردى حافظه‏

 به طور کلى افراد در یادگیرى، مطالعه و نگهداشت مطالب به 4 دسته که در حقیقت نماینده 4 نوع حافظه‏ اند، تقسیم مى‏شوند:

1) حافظه شنیدارى (سمعى)

2) حافظه دیدارى (بصری)

3) حافظه نوشتارى (یدی)

4) حافظه حسابگرانه (آماری)

باید یاد آور شد بسیارى از مردم هنوز این 4 حافظه را نمى‏ شناسند و حتّى نمى ‏دانند کدام‏یک از آن‏ها در وجودشان قوى‏ تر است. البتّه‏ گاه ترکیبى از 2 یا 3 نوع حافظه در موضوعات مختلف علمى در فرد موجود است که باید آن‏ها را شناخت و در جهت تقویت‏شان گام برداشت.

1) حافظه شنیدارى (سمعی)

 افرادى که از راه شنیدن و تمرکز شنیدارى به مرحله یادگیرى پایدار مى‏ رسند، داراى حافظه شنیدارى‏ اند.

این افراد دقیق‏ تر از بقیه به صداى‏هاى جهان پیرامون گوش مى‏دهند و تشخیص صداها نیز برایشان آسان‏ تر است؛ بدین سبب وقتى کسى که یک یا دو بار با آن‏ها سخن گفته، با آنان ارتباط تلفنى برقرار مى‏ کند، بى‏درنگ صدایش را تشخیص مى‏ دهند.

 اینان همیشه صداها، آهنگ‏ها، اصوات و گفت‏ وگوها را با هم مى‏ سنجند و یادآور مى شوند فلان صدا شبیه فلان چیز است؛ صداى این دو نفر شباهت دارد. این آهنگ را قبلاً شنیده‏ ام و چقدر دقیق کپى بردارى شده است.
این افراد در کودکى نیز قابل تشخیص‏ اند. آن‏ها در کودکى با صداى بلند سخن مى‏گویند و میزان دقّت و استماع مخاطب برای شان مهم است. حتّى اگر مخاطب به دیدگان شان خیره شود، چنان چه احساس کنند به آن‏ها توجّه ندارد، معترض مى‏ شوند؛ سکوت پیشه مى ‏سازند یا لب به شکوه مى‏ گشایند و استدلال مخاطب را – به شما مى‏ نگریستم و به دقّت گوش مى‏ کردم – باور نمى‏کنند.

این دسته از افراد هنگام تدریس معلّم چشم‏ها را مى‏ بندند و به جایى خیره مى‏ شوند یا سر را پایین مى‏ اندازند و به دقّت گوش مى ‏دهند. افزون بر این، گاه زیر لب سخنان استاد را تکرار مى‏ کنند. گاه معلمان محترم این افراد را به خطا از حالات یاد شده باز مى‏ دارند و کردارشان را نشانه بى‏ توجهى مى‏ پندارند؛ در حالى که این حالات براى این گونه حافظه‏ ها جز تمرکز معنایى ندارد.

آهنگ، طنین، سرعت، صلابت و کیفیت صدا براى این افراد بسیار مهم است.

نابینایان بیش از دیگران از این حافظه بهره مى‏ برند و در حفیقت فقدان بینایى را با آن جبران مى‏ کنند.

- نشانگان رفتارى حافظه شنیدارى

 افرادى که در یادگیرى بیش‏تر از حافظه شنیدارى استفاده مى‏ کنند، از نشانه‏ هاى رفتارى زیر بهره مى‏ برند:

 2.  اغلب هنگام فکر کردن به اطراف خود مى‏ نگرند.

 4.  معمولاً دست خود را تا نیمه کمر بالا مى‏ آورند و با آن ژست مى‏ گیرند.

 6.  وقتى مخاطب قرار مى‏ گیرند، به نقطه‏ اى خیره مى‏ شوند و حرکات سر و چهره‏ شان علائم پرسش، پذیرش و تایید و تعجب را تداعى مى‏ کند.

- تکیه‏ هاى کلامى‏

 این افراد در جملات خویش معمولاً به واژه‏ ها و عبارات سمعى بیش‏تر توجّه دارند و از آن‏ها استفاده مى‏ کنند؛ براى مثال آن طور که شنیدم، به ذهنم مى‏ رسد، درک کردم، فهمیدم، اعلام کردم، شرح دادم، مذاکره کردم، صدا کردم، اعتراض کردم، غرغر کردم، سکوت کردم، کم صحبت کردم و سلیس بود.

 نیکولاس، از صاحب نظران یادگیرى و آموزش، براى استماع موثر و بهره صحیح از حافظه شنیدارى چند مرحله را بر مى‏ شمارد:

- به جاى پرداختن به روش ارائه، با دید پرسشى به محتواى مطلب ارائه شده بنگرید و بیش‏تر درباره‏ شان قضاوت کنید.

- بر نظرهاى اصلى ارائه شده به وسیله سخنران یا مدرس تمرکز داشته باشید.

- در جهت گوش کردن موثر بکوشید و از رمزگذارى ذهنى استفاده کنید.

- در برابر واژه‏ها و اطلاعات جدید به جست‏ وجوى معنا بپردازید و ذهن خود را بکاوید. یا آن‏ها را در جایى یادداشت کنید و استمرار استماع موثر را از دست ندهید؛ براى مثال اگر وسط بحث کلماتى مانند پارادایم، لیبرالیسم و هرمنوتیک را ناآشنا یافتید، بهترین راه یادداشت آن‏ها و ادامه دادن به شنیدن فعال است.

- قبل از استماع سخنرانى یا درس استاد، مدّت آن را دریابید و از نظر روانى، خود را براى شنیدن مطالب در آن مدّت آماده سازید.

- شیوه زمان شکن و کاربردى‏

 براى این افراد شیوه‏اى بسیار قوى وجود دارد که از دیر باز در حوزه‏ هاى علمیه رواج داشته است. این روش که امروزه اصطلاحاً حریف تمرینى یا مباحثه نظرى خوانده مى‏ شود، روش بحث و تکرار است. در این باره، عبارت زیر نزد حوزویان شهرت دارد: الدرسُ حرفٌ و التکرار اَلفٌ؛

درس سخنى است و تکرار هزار مرتبه آن را غنى مى‏ سازد.

نکته مهم در این روش، استفاده از حریف یا مباحث مناسب است. این فرد نباید، از نظر توان علمى، با شما فاصله بسیار داشته باشد و بهتر است هم سطح یا کمى بهتر شمرده شود؛ چون حریفان و هم بحث‏هاى قوى و مستعد، افراد ناتوان‏تر را ابزار تکرار درس خویش مى‏ سازند. هم بحث بسیار ضعیف، انگیزه‏ها را نابود مى‏ کند؛ گرچه افراد ناتوان باید براى رشد و ارتقاى خویش هم بحث متوسط برگزینند.

- حافظه دیدارى (بصرى)

 افرادى که از راه دیدن و تمرکز روى صفحه و تصویر بردارى از مطالب بهتر مى‏ آموزند، نگه مى ‏دارند، یادآورى مى‏ کنند و مطالب را دوباره به صحنه فعال ذهن خود مى‏ آورند، از این حافظه برخوردارند. امروزه عقیده بر این است که بیش از 70 درصد آموخته‏ ها و تجارب از طریق چشم به دست مى‏ آید.

 این دسته از افراد جهان را به صورت تصاویر ادراک مى‏کنند و حتّى آدرس‏ها را بر مبناى نشان‏هاى فیزیکى مى‏ آموزند؛ براى مثال به یارى نشانه ‏هاى ذهنى‏ اى که از اماکن اطراف، تابلوها، مغازه‏ ها و ادارات مى‏ سازند، مکانى خاص را به خاطر مى‏ سپارند.

 این افراد در کودکى نیز قابل تشخیص‏ اند؛ یعنى وقتى تازه زبان مى‏ گشایند، هنگام گفت ‏وگو با بزرگ‏ترها در چشمان طرف مقابل زُل مى‏ زنند. جالب این‏که وقتى طرف صحبتشان به چشم و چهره آن‏ها نمى ‏نگرد، با دستان کوچک شان چهره‏ اش را سمت خویش مى‏ گردانند و مى‏ گویند: ببین، ببین! و تا مخاطب نگاه شان نکند، سخن نمى‏ گویند. این گروه در دوران تحصیل به چهره استاد بسیار مى‏ نگرند و حتّى‏ گاه مطالب درس را با حرکات استاد کُد گذارى مى‏ کنند و به حافظه مى‏ سپارند.

 این حافظه به راحتى قابل توسعه است. مى‏ توان بیش‏تر مطالب درسى را به یارى تصویر به یاد سپرد و هر صفحه را به صورت تصویرى در حافظه نگهدارى کرد.

 بارها اتّفاق افتاده است، هنگام برون آمدن از جلسه امتحان، دیده‏ ایم دوستان ما درباره خاستگاه پرسشى خاص گفت‏ وگو مى‏ کنند؛ براى مثال رضا به على مى‏گوید: سئوال 5 از کجا آمد؟ على نیز اظهار بى‏ اطلاعى مى‏ کند؛ ولى سعید مى‏ گوید: صفحه 80. آن‏ها به صفحه 80 مراجعه مى‏ کنند و پرسش و پاسخ را دقیقاً مى‏ یابند. شاید خود سعید نیز نداند حافظه بصرى یا دیدارى فوق العاده دارد و اگر آن را تربیت و تقویت کند، در یاد سپارى مطالب توفیق فزون‏تر مى‏ یابد.

 گروهى از افراد – بى ‏آن که بدانند – از این نوع حافظه سود فراوان مى‏برند و فکر خود را خسته نمى‏ کنند. یکى از نویسندگان درباره حافظه ابوعلى سینا چنین نگاشته است: وقتى ابن سینا به اصفهان پناه آورد، عالمان از او خواستند نسخه‏ اى از کتاب قانون به آن‏ها دهد. شیخ گفت: آن کتاب را نیاورده‏ ام؛ ولى صفحه صفحه‏ اش را به خاطر دارم. آنگاه قانون را براى علاقه‏ مندان باز گفت و آنان به نوشتن پرداختند.

- نشانگان رفتارى‏

 افرادى که حافظه دیدارى دارند، از ویژگى‏هاى زیر بهره مى‏برند:

- وقتى صدایى مى‏ شنوند، به طرف بالا نگاه مى‏ کنند.

- با سرعت سخن مى‏ گویند و آهنگ صداشان بلند است.

- هنگام صحبت دست‏ها را حرکت مى‏ دهند و به طرف بالا مى‏ گیرند.

- به سرعت نفس مى‏ کشند.

- اصطلاحاً تصویرى صحبت مى‏ کنند.

- در به کار بردن تشبیه، تمثیل، تخیل و صحنه‏ پردازى مهارت فوق العاده دارند.

- آن‏ها علاوه بر این‏که خود را در صحنه مى‏ یابند، چنان سخن مى‏ گویند که دیگران نیز خود را در صحنه مورد نظر احساس مى‏ کنند. اگر داستان مى‏ گویند، شنونده را در کوچه پس کوچه‏ هاى داستان راه مى‏ برند.

- در نوشتن انشا، نامه، خاطره و… به انعکاس صحنه‏ ها، شفاف ساختن فضا و تصویر کردن بسیار گرایش دارند.

- در چهره‏ شناسى بسیار موفقند و گاه فردى را بعد از سال‏ها از طریق چهره مى‏ شناسند؛ بى‏آن که نامش را به خاطر آورند.

- تکیه‏ هاى کلامى

 این گروه در جملات خویش از واژه‏ هاى زیر بسیار بهره مى‏ برند:

 دیدن، نگاه کردن، منعکس کردن، چشم انداز، هدف، درخشان، شفاف، تصور، ترسیم، انعکاس، عکس، تصویر، مثل، مانند، نور و تابش.

 شیوه‏ هاى استفاده بهتر از حافظه دیدارى‏

- تمرکز نگاه بر جملات و پاراگراف‏ها و سپس بستن چشم‏ها و انعکاس مطالب عمده به ذهن و نگاه مجدد به آن‏

- تلفیق مطالب با تصویرها، شکل‏ها، نمودارها، جدول، نشانه‏ ها و شماره‏ هاى صفحات‏

- علامت‏گذارى معنا دار از خط کشى ساده زیر کلمات تا علائم ابتکارى مانند * و…

- مطالعه و تلاش در احضار صفحه‏ اى و پاراگرافى مطالب مطالعه شده بعد از هر پانزده دقیقه‏

 در آموزش این افراد نیز باید از کتاب‏هاى داراى نمودار و تصویر و جدول، و نیز اُپک، ویدئو، CD و فیلم‏هاى آموزشى استفاده شود.

- حافظه نوشتارى (یدى) و احساسى

 افرادى که از راه نوشتن و لمس و دسته بندى منطبق بر ذوق خود بهتر یاد مى‏ گیرند، از حافظه نوشتارى و احساسى بهره مى‏ برند. واکنش فیزیکى این افراد بیش‏تر است و جالب این‏که در زمان تحصیل گاه سخنان معلّم را به صورت جامع و با حداکثر توان یادداشت و نگهدارى مى‏ کنند. البتّه تاثیر نوشتار بر یادگیرى بدیهى است و بعضى افراد از این طریق بیش‏تر و کامل‏ تر یاد مى‏ گیرند. پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: اَلعِلم وَحْشِىٌ قَیدوُه بِاْلکِتابة؛ دانش سرکش است؛ آن را با نوشتن به بند کشید.

- نشانگان رفتارى در حافظه نوشتارى

 این دسته از افراد غالباً:

- هنگام اندیشیدن به سمت پایین و راست خود مى‏ نگرند.

- حرکات دست، تغییرات چهره و اعمال جسمانى‏ شان بسیار است.

- صدایى عمیق دارند و کلمات را شمرده بیان مى‏ کنند.

- تکیه‏ هاى کلامى

 این دسته از افراد عموماً در گفتارشان به واژه‏ ها و عبارات زیر توجّه مى‏ کنند:

 نوشتم، دسته بندى کردم، بالا و پایین، پیوند، در دست گرفتن، لذت بردن، احساس کردم، لمس کردم، لغزیدن، اتصال و….

 شیوه‏ هاى استفاده بهتر از حافظه نوشتارى و احساسى‏

- این افراد اگر با فنون خلاصه نویسى و چکیده بردارى آشنا شوند، بسیار موفقند.

- معمولاً توصیه مى‏ شود این افراد ابتدا مطالب را مطالعه و علامت گذارى کنند و سپس آن را چکیده و خلاصه کنند.

- عادت کردن این افراد به چکیده منظم و مرتب و دسته بندى شده بسیار مطلوب است.

- اگر کسى حس کند حافظه نوشتارى‏ اش در بعضى از دروس قوى است، حتماً باید با تمرین خلاصه نویسى آن را غنى‏ تر سازد و بکوشد مطالب را در قالب‏ هاى غیر یکنواخت خلاصه کند. جالب این‏که کم کم خود فرد روش‏ هایى ابتکارى به کار مى‏ برد.

- یکى از مسائلى که بسیار تجربه شده، نگاشتن چکیده مباحث هر صفحه در حاشیه آن صفحه است.

- دانش‏ آموزان و دانشجویانى که با آزمون‏هاى چهارجوابى رو به رو مى‏شوند، مى‏ توانند، با بهره‏ گیرى از روش چکیده دروس، دست کم به حدود 50 درصد پرسش‏ هاى آزمون دست یابند.

- حافظه حسابگرانه، منطقى و استدلالگر

 این دسته از افراد اطلاعات آموخته شده را به قالب‏ هاى کوچک‏تر تقسیم مى‏ کنند. جالب این‏که گاه فقط بخش‏ هاى مهم پاسخ پرسش را مى‏ آموزند و از مکانیسم درون آمارى بهره مى‏ برند. این افراد مطالب تقسیم بندى شده را خیلى بهتر یاد مى‏ گیرند و به عملیات مرحله ‏اى و فلوچارتى علاقه نشان مى‏ دهند.

- نشانگان رفتارى در حافظه حسابگرانه‏

- گفتار این افراد با منطق و استدلال آمیخته است.

- وقتى به فکر فرو مى‏ روند، معمولاً به پایین و یا چپ مى‏ نگرند.

- لحن صداشان آهسته و آرام است و از شیوایى سخن بهره‏ مندند.

- حرکات دست‏شان اندک است.

- تکیه‏ هاى کلامى‏

 این افراد عموماً، در گفتار و نوشتار خویش، به واژه‏ هاى زیر بسیار اشاره مى‏ کنند:

آموختن، در نظر گرفتن، به ذهن خطور کردن، عمل کردن، آگاه کردن، آگاه بودن، تصور کردن، تشخیص دادن، تصمیم گرفتن، قدردانى کردن، حدس زدن، تجربه کردن، تولید کردن، جدى بودن، فهمیدن و…

 شیوه‏هاى استفاده بهتر از حافظه حسابگرانه‏

این گروه باید:

- مکانیسم یادگیرى خود را بر ریز کردن صحیح مطالب متمرکز سازند.

- مطالب علمى و قواعد و اصول مختلف را که به صورت انشایى نگاشته شده، به قالب‏هاى عددى و مرحله‏ اى تبدیل کنند.

- سخن آخر

اغلب افراد از هر 4 حافظه یا سیستم یادگیرى بهره مى‏برند و اصطلاحاً حافظه‏ هاى ترکیبى (Compratius Memory) دارند؛ ولى:

- افراد تنها به یکى از حافظه‏ ها بیش‏تر گرایش نشان مى‏دهند.

- در دروس و مطالب علمى گوناگون معمولاً حافظه سمعى و نوشتارى بیش‏تر خود را مى‏ نمایانند؛ براى مثال در دروس نظرى حافظه سمعى و در دروس متریک (ریاضى و هندسه و…) حافظه نوشتارى.

- خلقت آدمى چنان است که مى‏تواند از همه حافظه‏ هاى یاد شده بهره گیرد

 

از توجه شما سپاسگزارم.

مهندس مجتبی فیاض: مدرس دوره های آموزش تکنیکهای تقویت حافظه و افزایش هوش

آدرس ایمیل من: mojtaba_fayaz@yahoo.com

شماره همراه: 09131171497